على اصغر ظهيرى
169
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
دو دست بريدهء پسرم عبّاس براى ما در مورد مقام شفاعت كافى است . » « 1 » در كنار مادر هنوز آثار اندوه و غم فراق و درگذشت رسول خدا صلى الله عليه و آله از دل فرزندانش پاك نشده بود كه دنياپرستان پست ، براى رسيدن به هواهاى نفسانى خود ، همه چيز را ناديده گرفتند و حرمت دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله را شكستند . امام حسين عليه السلام خود به چشم خويش هتك حرمت مادرش را ديد و بسان نمكى بر روى زخم ، دل مباركش آتش گرفت . روزها به همراه برادرش امام مجتبى عليه السلام در كنار مادر به « بقيع » مىرفتند و در گوشهاى اشك و ناله مادر مظلومشان را به تماشا مىنشستند . نمىدانم بر حسين عليه السلام چه گذشت لحظهاى كه صداى ناله مادر بزرگوارش را بين در و ديوار شنيد ، حتماً باور نمىكرد كه چه زود همه چيز فراموش شد و چند روز پس از رحلت جانسوز جدّ بزرگوارش رسول خدا صلى الله عليه و آله مورد بىمهرى مردم قرار گرفته و حقشان غصب شد . امّا هر چه بود شد و پستفطرتان پليد كردند آنچه كردند . هنگام شهادت مادرش زهرا عليها السلام حسن و حسين عليهما السلام وارد شدند ، و خطاب به اسما بنت عميس فرمودند : اسما ! مادر ما كجاست ؟ اسما گفت : مادرتان خوابيده است ، گفتند : اسما ! مادر ما هيچ وقت در اين ساعت نمىخوابيد . سرانجام از حقيقت ماجرا باخبر شدند و دريافتند كه مادر بزرگوارشان فاطمه عليها السلام به شهادت رسيده است ، پس سراسيمه وارد حجره شدند و خود را روى
--> ( 1 ) - معالى السبطين : ج 1 ، ص 452 .